تبليغاتX
... رازيانه

... رازيانه

در بیان بودن.هنر زیستن.جلال اندیشه.

 

 

درود.

پرچم عشق است ناقلا! .... سرخ دارد ، سبز دارد ،دل دارد ، داغ دارد!

دل ما به دور رویت زچمن فــــــــــــــراغ دارد                         که چو سرو پای بندست و چو لاله داغ دارد

 

کدام مرزی است که اینهمه رنگ در آن بگنجد؟...این تازه قلمرو رنگ هاست!....ببین پشت بی رنگی چه خبرهاست ، که نیست!

زبنفشــــــــــه تاب دارم که ز زلف او زند دم                         تو سیــــــاه کم بها بین که چه در دماغ دارد

 

آنکه ظلمت را می گذارد توی ظرف حضور ، نور را هم می پاشد بر آسمان ظهور!...برای هر تاریکی کودکانه ای ، چراغ عشق کودکانه ای آفریده اند ، ....ایها الناس ! ....تاریکی مگر کودکانه می شود اصولا؟....نمی شود که!...می شود؟

شب ظلمت و بیابان به کجـــا توان رسیدن                         مگــــــــر آنکه شمع رویت به رهم چراغ دارد!

 

درس را دور باید ریختن ....معرفت و ضخامت کتابها یادت هست؟ بی تناسب ، نا مربوط؟...هوای تماشا را خوش است! ... قلندر!

سر درس عشق دارد دل دردمنــــــد حافظ                           که نه خاطـــــــر تماشا نه هوای باغ دارد ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 10:49  توسط پیرمرد  | 

 

درود.

سلام...

سلام ، پژواک بی بدیل گلخند خداوندگار است...

سلام هی حتی مطلع الفجر....

فجر...انفجار... رخصت فروپاشی از درون...مه شدن در اندوده زیست ، ابر دوار حیات...

فرخنده باد زایش عناصر صبح!

........

روشن باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 3:8  توسط پیرمرد  |